domination

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\dɔ.mi.na.sjɔ̃\/

اسم

  1. عمل تسلط با قدرت یا اقتدار
  2. رابطه قدرت یا برتری که دولتی، امپراتوری، طبقه یا گروه بر دیگری اعمال می‌کند
  3. سلطه؛ مفهومی برای رابطهٔ قدرتِ نهادینه و مشروع، که به‌ویژه ماکس وبر آن را نظریه‌پردازی کرد (سلطهٔ سنتی، سلطهٔ کاریزماتیک، سلطهٔ عقلانی‑قانونی).
  4. بازی‌ای که در آن یک شریک بر دیگری تسلط دارد
  5. یکی از مراتب سلسله‌مراتب فرشتگان

مثال‌ها