disposer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\dis.po.ze\/

Conjugaison du verbe disposer

فعل

  1. مرتب کردن، قرار دادن به بهترین ترتیب
  2. مناسب کردن؛ آماده کردن برای موقعیتی
  3. در اختیار داشتن؛ امکان استفاده داشتن
  4. آماده کردن برای کاری
  5. کسی را به انجام آنچه می‌خواهیم وادار کردن
  6. تنظیم کردن، تجویز کردن، تصمیم گرفتن
  7. میل داشتن به انجام کاری
  8. پس از انجام وظیفه توسط مافوق مرخص شدن

مثال‌ها