disperser

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\dis.pɛʁ.se\/

Conjugaison du verbe disperser

فعل

  1. پراکنده کردن
  2. متفرق کردن
  3. پراکنش و پراکنده کردن
  4. پراکنده شدن و پخش شدن
  5. پرداختن به کارهای گوناگون

مثال‌ها