décomposition

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\de.kɔ̃.pɔ.zi.sjɔ̃\/

اسم

  1. عمل تجزیه یا تجزیه شدن یا نتیجه آن
  2. تخصیص چندین متغیر (معمولاً با کاما جدا شده) با یک عملگر از آرایه یا شیء
  3. تکنیک دستکاری روانی اشتازی در آلمان برای کنترل افراد با ایزوله کردن اجتماعی و حتی نابودی روانی بدون خشونت

مثال‌ها