consister

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\kɔ̃.sis.te\/

Conjugaison du verbe consister

فعل

  1. از اجزای خاصی تشکیل شدن؛ دربرداشتن؛ شامل شدن.
  2. خلاصه شدن در؛ به چیزی برگشتن.
  3. بر پایه چیزی استوار بودن.

مثال‌ها