monde

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\mɔ̃d\/

اسم

  1. (قدیمی) گیتی؛ مجموعهٔ اجرام آسمانی
  2. منظومه؛ مجموعهٔ اجرامِ آسمانی که خورشید در میانِ آن‌هاست.
  3. عالم
  4. سیّاره.
  5. جهان (کرهٔ زمین)
  6. عالَم؛ این دنیا
  7. مکان پرجمعیت
  8. بشریت؛ مردم
  9. عالَم؛ جهان
  10. تعدادی از مردم
  11. جمعیت زیاد
  12. عده‌ای از مردم؛ مهمان
  13. زیردستان؛ افرادِ تحت امر
  14. خدمتکاران کسی
  15. زندگی دنیوی
  16. جامعه؛ دنیای آدم‌ها
  17. محیط حرفه‌ای؛ دایره آشنایان
  18. اعیان و اشراف؛ محافل بالای جامعه
  19. برای مبالغه (در نفی یا اثبات): در دنیا، به هیچ قیمتی
  20. (مجازی) یک دنیا؛ مجموعه‌ای بزرگ و پیچیده
  21. دنیای ذهنی
  22. (در نشان‌شناسی) گویِ جهان‌نما
  23. کارت «جهان»، برگ بیست‌ویکم تاروت مارسی
  24. (مجازی) دنیای یک سیستم‌عامل

صفت

  1. پاک (در برابر ناپاک، در ترجمه‌های کتاب مقدس)
  2. شایسته؛ مناسب

مثال‌ها