monnayer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\mɔ.ne.je\/

Conjugaison du verbe monnayer

فعل

  1. فلزی را به سکه تبدیل کردن.
  2. به یک فضیلت انسانی ارزش مادی دادن.
  3. در ازای خدمت انجام‌شده جبران خواستن.
  4. سکه را با نقش ضرب کردن.

مثال‌ها