claque

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\klak\/

اسم

  1. ضربه کف دست.
  2. شکست؛ ناکامی.
  3. تعجب بزرگ؛ حیرت.
  4. صندل که روی کفش بسته می‌شد تا از آب و هوا محافظت کند.
  5. روکفشی که کفش را از برف و آب نگاه می‌دارد. به آن chaloupe هم می‌گویند.
  6. بخشی از رویه کفش که دور پا را می‌پوشاند.
  7. گروه افرادی که در سالن‌های نمایش (تئاتر، کنسرت، اپرا و غیره) حقوق می‌گیرند تا در لحظه مناسب کف بزنند.

مثال‌ها