claquer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\kla.ke\/

Conjugaison du verbe claquer

فعل

  1. ایجاد صدای تیز و شکاف‌دار.
  2. دست زدن.
  3. مردن.
  4. با ولخرجی خرج کردن.
  5. انجام دادن.
  6. برای خود فراهم کردن.
  7. سیلی زدن، سیلی‌های متعدد زدن.
  8. تأثیر گذاشتن.

مثال‌ها