clarinette

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\kla.ʁi.nɛt\/

اسم

  1. کلارینت
  2. (مجازی) نوازندهٔ کلارینت
  3. دستگاهی برای ایزوله کردن تجهیزات با لوله و شیر
  4. تفنگ
  5. آلت تناسلی مرد
  6. لوله مسی خمیده برای اتصال لوله‌ها

صفت

  1. دگرگونیِ شوخ‌طبعانهٔ عبارتِ «clair et net» (روشن و صریح).

مثال‌ها