claquement

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\klak.mɑ̃\/

اسم

  1. عمل کوبیدن، تق تق کردن، برخورد دادن محکم
  2. صدای تق‌تق، صدای بهم خوردن (مثل دندان‌ها یا در)
  3. ضربه شدید و ناگهانی موج به سازه یا کشتی
  4. صدای کلیک، تقه

مثال‌ها