broncher

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\bʁɔ̃.ʃe\/

Conjugaison du verbe broncher

فعل

  1. سکندری خوردن، لغزیدن (اسب یا انسان).
  2. تردید کردن، اشتباه کردن، لغزش داشتن.
  3. تکان خوردن، جم خوردن.
  4. (غالباً منفی) خم به ابرو نیاوردن، بی‌تفاوت بودن، تکان نخوردن.
  5. سر باز زدن، امتناع کردن.
  6. شیرجه زدن، فرورفتن.

مثال‌ها