bouger

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\bu.ʒe\/

Conjugaison du verbe bouger

فعل

  1. از جایی به جایی رفتن، جابه‌جا شدن؛ تکان خوردن
  2. چیزی را حرکت دادن، جابه‌جا کردن
  3. عضوی از تن را تکان دادن
  4. (عامیانه) از جا رفتن، جُم خوردن، دور شدن
  5. (se bouger) جنبیدن، راه افتادن
  6. (se bouger) از بی‌کاری درآمدن، دست‌به‌کار شدن، همت کردن
  7. دشمنانه سر و صدا به پا کردن، شورش کردن
  8. آغازِ دگرگونی؛ به جنبش درآمدنِ اوضاع

مثال‌ها