bougie

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\bu.ʒi\/

اسم

  1. شمع
  2. سوند انعطاف‌پذیر یا سفت برای کاوش یا گشاد کردن مجرای بدن در جراحی.
  3. فیلتر سرامیکی میکرومتخلخل استوانه‌ای برای تصفیه آب.
  4. شمع احتراق یا شمع پیش‌گرم.
  5. واحد قدیمی شدت نور برابر با ۱٫۰۱۸ کاندلا.
  6. سال (سن).
  7. شخصیت عجیب.
  8. نگهبان نظارت بر ورود قاچاقچی در فرودگاه و هشدار در صورت توقیف.

مثال‌ها