assembler

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\a.sɑ̃.ble\/

Conjugaison du verbe assembler

فعل

  1. کنار هم گذاشتن.
  2. به هم پیوستن.
  3. جمع کردن.
  4. چند قطعه چوب یا فلز را به هم چفت کردن و جفت کردن به طوری که یک کل واحد تشکیل دهند.
  5. اتصال دادن.
  6. جمع شدن.

مثال‌ها