assembleuse
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\a.sɑ̃.bløz\/
اسم
کسی که مونتاژ میکند.
کسی که در چاپخانه مونتاژ میکند.
تعمیرکار زن کامپیوتر.
ماشین مونتاژ دفترچههای کتاب.
Mots liés
assembly
assène
assènent
assener
assentiment
assentir
asseoir
asser
assermenter
assermentés
assertie
assertif
assertion
assertivité
assertorique
assertorique
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی