asser
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم
اسم
تیر آهنی آویزان مانند قوچ برای آسیب به دکل دشمن
Mots liés
assermenter
assermentés
assertie
assertif
assertion
assertivité
assertorique
assertorique
asservie
asservies
asservir
asservis
asservissant
asservissement
assesseur
asset
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی