crochet

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\kʁɔ.ʃɛ\/

اسم

  1. کروشه
  2. انحنای شدید یک جسم
  3. سوزن قلاب‌بافی برای بافتن لباس از پشم یا پنبه
  4. فن استفاده از این ابزار
  5. بیل دوسر برای کندن سیب‌زمینی
  6. چنگال کاه یا کود
  7. انحراف از مسیر مستقیم
  8. نوعی دریبل با تغییر جهت
  9. حمایل پشتی باربران برای حمل بار
  10. دندان
  11. مسابقهٔ خوانندگی که در آن با قلاب بازیگران ضعیف را از صحنه خارج می‌کردند
  12. زینت به شکل برگ خمیده
  13. ضربهٔ مشت غیرمستقیم از پهلو
  14. تابع یا قطعهٔ نرم‌افزاری برای افزودن یا تغییر آسان‌تر
  15. ابزار خمیده برای خارج کردن بقایای جنین
  16. خط خمیدهٔ دم نت‌های دولاچنگ و مانند آن
  17. ابزار خمیده برای باز کردن قفل بدون کلید
  18. علامت [] برای افزودن توضیح یا حذف بخش غیرضروری در نقل قول
  19. نشان‌گذاری بازه‌های بسته یا باز اعداد
  20. دندان تیز و نافذ برخی جانوران
  21. اندام چنگکی شکل برای چسبیدن
  22. تلهٔ ساده برای گرفتن وزیر با دو مهره

مثال‌ها