approcher

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\a.pʁɔ.ʃe\/

Conjugaison du verbe approcher

فعل

  1. نزدیک آوردن؛ چیزی را کنارِ چیزی گذاشتن
  2. نزدیک‌تر نشان دادن
  3. کسی را به حریمِ خودی و نزدیکانِ خود راه دادن
  4. نزدیکِ کسی رفتن؛ کنارِ کسی قرار گرفتن
  5. به کسی دسترسیِ آسان و آزاد داشتن
  6. با کسی تماس گرفتن؛ باب گفت‌وگو را با کسی باز کردن
  7. به‌تقریب تعیین کردن؛ تخمین زدن
  8. نزدیک شدن (دربارهٔ زمان)؛ فرا رسیدن
  9. پیش آمدن؛ به نزدیکیِ چیزی رسیدن
  10. به هدف نزدیک شدن؛ نزدیکِ جواب بودن
  11. شباهت یا نسبتی با چیزی داشتن؛ به چیزی نزدیک بودن
  12. نزدیک شدن؛ جلو آمدن

مثال‌ها