approximation

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\a.pʁɔk.si.ma.sjɔ̃\/

اسم

  1. برآورد تقریبی حقیقت بدون دقت کامل.
  2. شیوه تلفظ همخوان با تنگ شدن مجرای صوتی بدون اصطکاک شنیداری.
  3. روش محاسبه مقدار تقریبی یک عدد، مانند گرد کردن.

مثال‌ها