ainé
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · صفت · /\e.ne\/
اسم
- فرزند ارشد خانواده.
- فرزند بزرگتر (نسبت به فرزند کوچکتر).
- فرد مسنتر، بزرگتر (نسبت به دیگری).
- سالمند، فرد سالخورده.
صفت
- بزرگتر، ارشد؛ کسی که زودتر از سایر فرزندان یک خانواده به دنیا آمده است.
مثالها
- Votre ainé. — ارشد شما.
- La cadette vaut bien l’ainée. — دختر کوچکتر به اندازه دختر بزرگتر ارزش دارد.
- Il est mon ainé et je suis le vôtre. — او از من بزرگتر است و من از شما.
- Il est plus vieux que moi, il est mon ainé de cinq ans, de six ans, etc. — او از من بزرگتر است، پنج سال، شش سال و غیره از من ارشدتر است.
- Un ainé sur deux n’est pas satisfait par sa pension de retraite. — از هر دو سالمند، یکی از حقوق بازنشستگیاش راضی نیست.
- Son fils ainé, sa fille ainée. — پسر ارشدش، دختر ارشدش.