renaissance

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ʁə.nɛ.sɑ̃s\/

اسم

  1. عمل دوباره متولد شدن، تولد دوم. (تولد دوباره، رنسانس)
  2. تجدید، نوزایی.
  3. ظهور مجدد پس از یک وقفه در مورد مسائل اخلاقی یا فکری. (احیا، بازپیدایی)
  4. نامی برای پشم‌های به دست آمده از بازیافت پارچه‌های قدیمی.

مثال‌ها