rupture

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ʁyp.tyʁ\/

اسم

  1. عملی که به واسطه آن چیزی شکسته می‌شود؛ وضعیت چیز شکسته شده (شکستگی / پارگی).
  2. پارگی که در یک اندام یا غشا رخ می‌دهد (پارگی / فتق).
  3. جدایی بین افرادی که توسط قرارداد یا دوستی متحد شده بودند (قطع رابطه / گسست).
  4. جدایی دو نفر که با هم رابطه عاشقانه داشتند (به هم زدن رابطه / جدایی).
  5. لغو قراردادها و اسناد عمومی یا خصوصی (فسخ / نقض پیمان).

مثال‌ها