brisure

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\bʁi.zyʁ\/

اسم

  1. قسمت شکسته
  2. شکستن یا گسستن چیزی مادی
  3. گسستن چیزی انتزاعی
  4. بخشی از کار نجاری یا قفل‌سازی که با لولا روی هم تا می‌شود
  5. خط برای پوشش پهلوی استحکامات
  6. قطعه‌ای از نشان خانوادگی که سپر را برای تمایز پسران کوچکتر یا حرامزادگان تغییر می‌دهد
  7. نوار باریک پارچه‌ای دور یقه یا مچ
  8. لولای گوشواره
  9. زخم جسمی یا عاطفی؛ تروما

مثال‌ها