complet

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\kɔ̃.plɛ\/

صفت

  1. کامل؛ آنچه هیچ بخشِ لازمی از آن کم نیست.
  2. پر؛ کاملاً اشغال‌شده و بی‌جای خالی، مثلاً هتل یا اتوبوس.
  3. مستِ لایعقل.
  4. در ریاضی، دربارهٔ فضای متریکِ E: کامل؛ که هر دنبالهٔ کوشیِ عناصرِ E در خودِ E همگرا شود.

اسم

  1. کلیت؛ همهٔ اعضا یا بخش‌ها.
  2. کت‌وشلوار؛ لباسِ مردانه‌ای شاملِ کت، شلوار و گاه جلیقه.

مثال‌ها