complexion

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\kɔ̃.plɛk.sjɔ̃\/

اسم

  1. ساختار بدنی شخص از نظر سلامت
  2. میل، خلق‌وخو
  3. رفتار یک شیء
  4. ترکیب مفاهیم مختلف برای تشکیل مفهومی برتر
  5. فهرست پیکربندی‌های یک سامانه
  6. هماهنگی رویدادهای مؤثر در کارکرد یک سیستم پویا
  7. رنگ پوست

مثال‌ها