conter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\kɔ̃.te\/

Conjugaison du verbe conter

فعل

  1. روایت کردن، تعریف کردن (بیشتر در مورد داستان‌هایی که در گفتگو بیان می‌شوند).
  2. قصه‌گویی خیالی برای سرگرمی.
  3. حرف‌هایی زدن به قصد فریب.
  4. خواستگاری کردن، حرف‌های شیرین و عاشقانه زدن.

مثال‌ها