contexture

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\kɔ̃.tɛks.tyʁ\/

اسم

  1. سازمان اجزای گوناگون در یک کل
  2. ارتباط اجزای مختلف یک متن
  3. گردآوری عناصر گوناگون یک اثر یا تاریخ‌نگاری
  4. اجتماع اجزایی که یک کل را می‌سازند

مثال‌ها