continent

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\kɔ̃.ti.nɑ̃\/

اسم

  1. قارّه
  2. گسترهٔ وسیع خشکی با پیوستگی جمعیتی
  3. خشکی در برابر جزیره‌ها
  4. اروپا در مقایسه با جزایر بریتانیا
  5. بخش خشکی فرانسه در برابر جزایرش

صفت

  1. کسی که پرهیزکار است

مثال‌ها