در وصفِ کرمِ ابریشمی که به بیماریِ فلاشری (flacherie) دچار شده است.
اسم
پنچری
پرش ناموفق که به شکم روی سطح آب میافتد
مثالها
Maladie des morts-flats. — بیماری مردههای تخت.
J’ai fait un flat. — پنچر کردم.
J’ai pogné un flat. — یه پنچری گرفتم.
Ça arrive à manufacture les deux yeux fermés ben dur,
Les culottes pas zippées, en retard…
Ça dit que ça a fait un flat ou que l’char partait pas. — این اتفاق در کارخانه با دو چشم بسته خیلی سخت میافتد، شلوارها زیپ نشده، دیر… میگوید که پنچر کرده یا ماشین راه نمیافتد.