flavescent

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · صفت · /\fla.ve.sɑ̃\/

فعل

  1. سوم‌شخصِ جمعِ حالِ اخباریِ فعلِ flavescer
  2. سوم‌شخصِ جمعِ حالِ التزامیِ فعلِ flavescer

صفت

  1. مایل به زرد، به‌ویژه درباره غلات در حال رسیدن

مثال‌ها