facile

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · قید · /\fa.sil\/

صفت

  1. آسان؛ که بی‌رنج انجام می‌شود
  2. سهل؛ که انجامش راحت است
  3. بی‌دشواری؛ که سختی‌ای در آن نیست
  4. خوش‌برخورد؛ که دیدن و گفت‌وگو با او آسان است
  5. (دربارهٔ کار) کم‌هزینه و زودانجام
  6. روان و بی‌تکلّف؛ که بی‌رنج پدید آمده می‌نماید
  7. که بی‌رنج و به‌آسانی می‌آفریند
  8. بی‌زحمت و آسان‌یاب؛ که پیدا است زحمتی برایش نکشیده‌اند
  9. سازگار؛ که خود را بی‌دشواری با شرایط و خواسته‌ها هماهنگ می‌کند
  10. سهل‌گیر و زودراضی؛ که هر کاری با او می‌توان کرد
  11. (قدیمی، نکوهش‌آمیز) سهل‌الوصول؛ دربارهٔ زنی که زود تن می‌داد
  12. (دربارهٔ چیزها) سهل‌گیر، کم‌سختگیر، بی‌بندوبار

قید

  1. راحت، به‌آسانی

مثال‌ها