faction

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\fak.sjɔ̃\/

اسم

  1. وظیفه یا مأموریت سرباز
  2. نگهبانی کشیک، پست نگهبانی
  3. کمین کردن، در انتظار کسی یا چیزی ایستادن
  4. گروهک سیاسی یا مدنی آشوبگر، فرقه جناح
  5. جناح، فراکسیون (در مجلس)

مثال‌ها