mir
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\miʁ\/
اسم
در روسیه تزاری، اجتماع دهقانی که زمینها را به طور جمعی مدیریت و بین خانوادهها تقسیم میکرد.
Mots liés
mirabelle
miracle
miraculeuse
miraculeusement
miraculeux
mirage
mirager
mire
miré
mirer
mirette
mireur
mireuse
miri
miri
mirifique
mirliflore
mirliton
mirmidon
miro
miro
mirobolant
mirobolant
miroir
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی