miri
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · صفت
اسم
زبانی از خانوادهٔ آسترونزیایی، رایج در جزیرهٔ بورنئو در مالزی.
صفت
مرتبط با میری.
Mots liés
mirifique
mirliflore
mirliton
mirmidon
miro
miro
mirobolant
mirobolant
miroir
miroir à changement de visée
miroir d’eau
miroitant
miroité
miroitement
miroiter
miroiterie
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی