نام بسیاری از پرندگان گنجشکسان در آسیا و استرالیا.
مثالها
Elle devait être complètement miro, la pauvre, pour ne pas s’apercevoir que les rayons étaient vides. — بیچاره حتماً کاملاً نزدیکبین بود که متوجه نشود قفسهها خالی هستند.
Faut plus filer de sucre à Léon, il devient miro ! Déjà qu’il n’aboie plus… — دیگر به لئون شکر نده، دارد نزدیکبین میشود! تازه که دیگر پارس هم نمیکند…