matrice

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ma.tʁis\/

اسم

  1. رحم، زهدان
  2. محل یا ماده‌ای که مواد معدنی در آن شکل می‌گیرند
  3. ماتریس، ماده‌ای که ماده دیگری را در بر می‌گیرد
  4. فولیکول مو
  5. قالب، ابزار سخت برای شکل دادن به قطعات فلزی تحت فشار
  6. قالب یا بوته‌ای که چیزی در آن شکل می‌گیرد
  7. کلیشه یا لوحه حکاکی شده برای چاپ سنتی
  8. قطعه مسی حاوی نقش حروف برای ریخته‌گری در چاپ
  9. قالب ضرب سکه یا مدال
  10. نمونه‌های اصلی یا استانداردهای اوزان و مقادیر
  11. دفتر ثبت اصلی مالیات‌های مستقیم
  12. ماتریس در ریاضیات (جدول اعداد)
  13. ساختار دو بعدی دارای سطر و ستون
  14. نسخه اصلی آرشیوی متن برای ویرایش یا چاپ‌های بعدی
  15. رشته اسید نوکلئیک الگو در همانندسازی یا رونویسی
  16. ماتریس بسته‌بندی

مثال‌ها