تنباکوهای انبارشده را برای مصارف مختلف آماده کردن.
گوشت را (تا یک ماه) در یخچال نگه داشتن.
بالغتر کردن.
به مرحلهٔ رسیدگی رسیدن (دربارهٔ انگورِ منطقهٔ شامپاین)
مثالها
Il confirme que le jeune débutant inconnu de la troupe du Splendid (années 1970 !) a conservé tout son talent. Et l’a maturé. — تأیید میکند که تازهکار جوان ناشناختهٔ گروه اسپلندید (سالهای ۱۹۷۰!) تمام استعدادش را حفظ کرده است. و آن را بالغتر کرده است.
Quand la couleur apparaît, le raisin est en train de maturer. — وقتی رنگ ظاهر میشود، انگور در حال به مرحلهٔ رسیدگی رسیدن است.