boire

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\bwaʁ\/

Conjugaison du verbe boire

فعل

  1. نوشیدن
  2. با حرص و ولع چیزی نامادی را جذب کردن.
  3. با سهولت از مانعی عبور کردن.
  4. زیاده‌روی در نوشیدنِ الکل؛ مست کردن
  5. مایع جذب کردن.
  6. در حال غرق شدن بودن.
  7. به سلامتی کسی نوشیدن.
  8. نوشیده شدن، قابل نوشیدن بودن.

اسم

  1. آنچه سرِ غذا نوشیده می‌شود؛ نوشیدنی
  2. عمل نوشیدن
  3. شیرخوردن، جلسه شیردهی

مثال‌ها