imprégner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɛ̃.pʁe.ɲe\/

Conjugaison du verbe imprégner

فعل

  1. نفوذ کردن
  2. نفوذ ذرات یک ماده در جسم جامد یا مایع
  3. القاء عقاید یا اصول در ذهن
  4. ایجاد پیوند بین انسان و حیوان برای رفتار طبیعی در فیلم

مثال‌ها