résidente

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\ʁe.zi.dɑ̃t\/

اسم

  1. ساکن، زنی که در جایی اقامت دارد
  2. زنی که به طور دائم در یک کشور خارجی مستقر شده است (مقیم)

صفت

  1. مقیم، ساکن

مثال‌ها