résilience

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ʁe.zi.ljɑ̃s\/

اسم

  1. نسبت انرژی شکست فلز به سطح مقطع شکسته.
  2. خاصیت بازگشت به شکل اولیه پس از فشرده شدن.
  3. توانایی فرد یا جامعه در مقاومت و سازگاری با بحران.
  4. توانایی بازسازی روانی پس از آسیب‌های شدید.
  5. ظرفیت سیستم برای جذب اختلال و ادامه عملکرد.
  6. توانایی اکوسیستم برای حفظ عملکرد در برابر اختلال خارجی.

مثال‌ها