lead
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\lid\/
اسم
ضربه مشت مستقیم قدرتمند با دست عقب.
سرنخ احتمالی در تجارت الکترونیک.
جهت، هدایت (به معنای استعاری)، میله (به معنای استعاری).
Mots liés
leader
leader
leadership
leak
lean
lean
lease
leben
lèche
lèche-botter
lèche-bottes
lèche-cul
lèchefrite
lécher
lécher
lécheur
lécheur
lécheuse
lechona
lécithine
leçon
lecteur
lectisterne
lectorat
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی