یک تکه (برش) نازک از نان، گوشت، میوه. (ورقه، اسلایس)
عمل لیسیدن، تملقگویی بردهوار؛ تجلی این عمل. (چاپلوسی، پاچهخواری)
رد و بدل کردن بوسه. (عشقبازی)
تماسهای کوچک و دقیق قلمموی نقاشی.
گیاه جگن (گراس باتلاقی).
گونهای جلا برای طلا، که اسپانیاییها آن را «لِچو» مینامیدند.
لیسک (کاردک آشپزخانه برای تمیز کردن ظروف).
مثالها
L’animal en place, on en mangeait le foie, et quelques lèches prises des deux côtés du cou, on buvait une rasade de vin neuf. J’ai appris … le goût … des olives et du saucisson, ainsi que du pain en têtons, qui donne les lèches appétissantes. — حیوان در جای خود، جگرش را میخوردند و چند برش نازک از دو طرف گردن میگرفتند، یک جام شراب جدید مینوشیدند. من […] طعم زیتون و سوسیس و همچنین نان در نوک سینه را آموختم که برشهای اشتهاانگیز میدهد.
À l’école, les abbés lui disent que je suis un monstre, par lèche, pour avoir l’air de se donner beaucoup de mal en élevant le fils de M. Thibault, qui a le bras long à l’archevêché. — در مدرسه، کشیشها به او میگویند که من هیولا هستم، از روی چاپلوسی، تا به نظر برسد که در تربیت پسر ام. تیبو که بازوی بلندی در اسقفنشین دارد، خیلی زحمت میکشند.
J'ai pour moi les deux académiciens Porex et Bigot. […]. Vous avez pu juger d’ailleurs que dans les numéros précédents, je leur ai prodigué des lèches consciencieuses. — دو آکادمیسین پورکس و بیگو برای من هستند. […]. علاوه بر این، توانستهاید قضاوت کنید که در شمارههای قبلی، چاپلوسیهای وجدانمندانهای به آنها تقدیم کردهام.
— Encore un bon coup d’lèche, Chalume… T’en as profité pour dire c’que tu pensais d’nous, en douce. T’en fais pas. T’auras ton dix-huit en compo, la prochaine fois… — — باز هم یک چاپلوسی خوب، شالوم… از فرصت استفاده کردی تا در خفا بگویی درباره ما چه فکر میکنی. نگران نباش. دفعه بعد هجده در انشا خواهی گرفت…
Une fois que nous serons assis, après la sèche petite lèche réglementaire, il ne sera fait aucune allusion au propriétaire, au décorateur, à l'argent dépensé ; on ne nous demandera même pas si nous apprécions. — یک بار که نشستیم، پس از بوسه خشک کوچک مقرراتی، هیچ اشارهای به مالک، دکوراتور، پول خرجشده نخواهد شد؛ حتی از ما نخواهند پرسید که آیا قدردانی میکنیم.
M. Bastien-Lepage, dont le portrait de Mlle Bernhardt semble peint à la loupe et exécuté à petites lèches sur une plaque d’ivoire. — آقای باستیان-لپاژ، که پرترهٔ مادموازل برنار به نظر میرسد با ذرهبین نقاشی شده و با ضربههای کوچک قلممو روی صفحهٔ عاج اجرا شده است.