contingent

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\kɔ̃.tɛ̃.ʒɑ̃\/

اسم

  1. سهمی که هر کس باید دریافت کند یا بپردازد (حصه)
  2. سهم از هزینه‌های مشترک یک شرکت به نسبت منافع
  3. تعداد سربازانی که یک کشور فراهم می‌کند (سهمیه نیروی نظامی)
  4. گروهی از این سربازان (یگان، گروهان)
  5. تعداد زیادی از افراد
  6. گروهی از افراد نسبتاً همگون
  7. ظرفیت اقامتی یا حمل‌ونقلی اختصاص داده شده به شخص ثالث
  8. سهمیه، کوتا

صفت

  1. احتمالی؛ که ممکن است اتفاق بیفتد یا نیفتد
  2. توصیف‌کننده چیزی که نباید روی آن حساب کرد (نامطمئن)
  3. (فلسفه) توصیف‌کننده موجودی که ممکن است وجود نداشته باشد (ممکن‌الوجود)
  4. (منطق) گزاره‌های احتمالی
  5. مربوط به سهم یا حصه در یک تقسیم
  6. که ممکن است باشد یا نباشد (در تضاد با واجب یا ضروری)

مثال‌ها