condamner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\kɔ̃.dɑ.ne\/

Conjugaison du verbe condamner

فعل

  1. محکوم کردن؛ با حکمِ دادگاه کسی را مجرم شناختن و کیفرِ متناسب را بر او روا داشتن.
  2. محکوم کردن، نکوهش کردن؛ مردود دانستن.
  3. ناچار کردن؛ محکوم به کاری کردن.
  4. دربارهٔ بیمار: جواب کردن؛ اعلام کردن که کسی به بیماریِ کشنده‌ای دچار است.
  5. دربارهٔ در یا پنجره: مسدود کردن؛ چنان بستن که دیگر باز نشود و به کار نرود.

مثال‌ها