conditionner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\kɔ̃.di.sjɔ.ne\/

Conjugaison du verbe conditionner

فعل

  1. مشروط کردن.
  2. تأثیر تعیین‌کننده بر رویدادها یا انتخاب‌ها داشتن.
  3. بدون آگاهی خودش، بر ایده‌ها و رفتار کسی تأثیر گذاشتن.
  4. تحت اندازه‌گیری یا آزمون قرار دادن.
  5. شرط یک واقعیت بودن.
  6. ویژگی‌های لازم را به چیزی دادن.
  7. محصولی را بسته‌بندی کردن.
  8. یک واحد بسته‌بندی را شکل دادن و پر کردن.

مثال‌ها