condensateur

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\kɔ̃.dɑ̃.sa.tœʁ\/

اسم

  1. خازن
  2. ابزار ذخیرهٔ الکتریسیته
  3. دستگاه ذخیرهٔ انرژی موتور
  4. دستگاه مایع‌سازی گاز

صفت

  1. متراکم‌کننده، چگالنده

مثال‌ها