principe

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\pʁɛ̃.sip\/

اسم

  1. آغاز؛ سرچشمه، منشأ، علتِ نخستین.
  2. اولین قانون یک هنر یا رشته (قاعده پایه / اصل اول).
  3. اولین و بدیهی‌ترین حقیقتی که با عقل قابل شناخت است (اصل بدیهی / اصل منطقی).
  4. قاعده و نحوه کارکرد (قاعده کار / قانون).
  5. قانونی که با مشاهدات محتمل شده و سپس تعمیم داده شده است (اصل علمی / قانون علمی).
  6. عنصر تشکیل‌دهنده اجسام (عنصر سازنده / جوهر).
  7. قواعد رفتاری یک شخص یا گروه، معمولاً به صورت جمع استفاده می‌شود (اصول اخلاقی / مبانی فکری).
  8. ایده انتزاعی بیانگر یک قاعده که می‌تواند به روش‌های گوناگون محقق شود (اصل کلی).
  9. پایه و اساس اخلاق و دین (پایه / اساس).

مثال‌ها