prisée

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\pʁi.ze\/

اسم

  1. برآورد ارزش چیزی که باید فروخته یا فهرست شود
  2. تعیین قیمت در پاسخ به تقاضا در بازار
  3. تعیین ارزش دارایی یا ابزار مالی در لحظه معین برای مقاصد حسابداری

صفت

  1. مؤنثِ مفردِ prisé

مثال‌ها